"کبیر" یه زندانیه که برای آزاذی و مراقبت از برادرش مجبور میشه تو زندان قتلی رو انجام بده که توسط "جموال" بهش دستور داده شده است، از همون موقع "جموال" تحت تاثیر مهارتش قرار میگیره و او را آزاد میکنه و از اون به بعد به عنوان پسر خودش بزرگش میکنه و اسمشو میذاره "گورو" ، حالا سال ها گذشته و "گورو" یه گانگستر خیلی حرفه ای شده که تا الان کلی آدم کشته ولی این وسط عاشق میشه و حالا باید دید "جموال" به این راحتیا رضایت میده که پسر عزیزش بره پی زندگیش؟ ...
جهت ارسال دیدگاه ، ابتدا در سایت لاگین کنید ورود به سایت